حدیث روز
امام حسين عليه السلام: خوش اخلاقى عبادت است. (كنزالعمال، ج13، ص151، ح36472)
امام على عليه السلام: هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى اش پاكيزه و گوارا مى گردد. (نهج البلاغه،خطبه 184)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :يكديگر را به رفتار نيك با زنان سفارش كنيد.بحارالأنوار، ج33، ص628
رسول اكرم صلى الله عليه و آله:هرزنى،از دنيابرودوشوهرش ازاوراضى باشد،به بهشت مى رود.نهج الفصاحه،ح 1022
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :حيا خوب است ولى براى زنان خوب تر است. نهج الفصاحه، ح 2006

دفاع مقدس

کتاب «الف لام خمینی»

کتاب «الف لام خمینی»

چرا پدربزرگ امام خمینی (ره) از وجوهات بی‌نیاز بود؟/ نحوه شهادت پدر آقا روح‌الله به روایت تاریخ

کتاب «الف لام خمینی» اثر هدایت‌الله بهبودی که انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی آن را منتشر کرده اثری روان و خواندنی از کودکی تا چند ماه پس از انقلاب اسلامی است.

در این گزارش بخش‌هایی از این کتاب مربوط به نیای بنیان‌گذار کبیر انقلاب را می‌خوانید:

*خانواده آقا روح‌الله

 

«سید احمد (پدربزرگ امام خمینی) دست کم چهل و پنج سال در خمین زیست. او و سکینه خانم، همسر سومش، صاحب چهار فرزند، سه دختر و یک پسر، شدند: سلطان خانم، آغابانو خانم، صاحب خانم و آقا مصطفی.

 

سلطان خانم، نخستین دختر سید احمد، با کریم‌خان، فرزند علی‌خان سرتیپ، یکی از خوانین مقتدر کمره، ازدواج کرد. آغابانو خانم با شکرالله خان قلعه‌ای، فرزند حاجی باباخان، از خوانین و معاریف خمین پیوند همسری بست. این دو سال‌ها بعد از هم جدا شدند و آغابانو به عقد ملامحمد جواد مجتهد، از علمای مشهور و با نفوذ کمره، درآمد. صاحب‌خانم، کوچکترین دختر سید احمد، با شکرالله خان از خوانین و رؤسای طایفه بربرود و جاپلق ازدواج کرد. گویا شکرالله خان در همراهی با برادرش، کریم‌خان، علیه قوای دولتی کشته شد. صاحب خانم به خمین بازگشت و چندی بعد به عقد شوهر خواهرش، ملامحمد جواد مجتهد، درآمد. آغابانو، همسر ملامحمد جواد و خواهر بزرگتر صاحب خانم، پیش از این در گذشته بود.

 

آقا مصطفی، پدر روح‌الله، کوچکترین فرزند سید احمد بود.»

 

*دفن در جوار بارگاه سیدالشهدا(ع)

 

سید احمد چهار ـ پنج سال پیش از مرگ، املاک و اموالش را میان فرزندان خود تقسیم کرد و در اواخر 1285 ق یا اوایل 1286 ق در خمین وفات یافت. او بخش کوچکی از اموالش را برای هزینه‌های پس از مرگ، به ویژه انتقال پیکرش به کربلا، کنار گذاشته بود. خرید نماز و روزه، رد مظالم و انتقال جنازه به کربلا، یکصد و چهل تومان شد. سید احمد را در جوار بارگاه امام حسین علیه‌السلام به خاک سپردند.

 

آنچه از ویژگی‌های شخصی سیداحمد موسوی بیان شده، این گفته سید مرتضی پسندیده (برادر امام خمینی) است: «از قراری که در طفولیت شنیدم، بسیار جدی و شدید‌العمل در امر به معروف و نهی از منکر بوده و از خلاف شرع‌ها و این نوع امور متأثر می‌شده و با شمشیر در مقام جلوگیری بر می‌آمده است. شنیدم حاکم خمین نسبت به جوانی قصد عمل نامشروع داشته است. به محض شکایت به ایشان و اطلاع یافتن، با شمشیر با دارالحکومه رفته و پسر را نجات داده و حاکم را مؤاخذه کرده است؛ در حالی که در آن ایام حکام تام‌الاختیار و تمام امور دیوانی به عهده حاکم بوده است.»

 

*بی‌نیاز از وجوهات شرعی

 

مصطفی، کوچکترین فرزند سید احمد، در 29 رجب 1278 قمری/ 11 بهمن 1240 شمسی پا به هستی گذاشت. هفت هشت ساله بود که پدر دیده از جهان فروبست. درس‌آموزی را در مکتب‌خانه‌ای در خمین آغاز کرد. سپس شاگرد آقا میرزا احمد خوانساری، پسر آخوند حاج ملاحسین خوانساری شد. آنچه از میرزا احمد خوانساری فرا گرفت لابد بخشی از مقدمات علوم رایج طلبگی بود. موقعیت مالی خانواده این اجازه را به سید مصطقی می‌داد که بدون دغدغه راهی حوزه علمیه اصفهان شود و ادامه تحصیل دهد.

 

از شمار سال‌های توقف او در اصفهان و اینکه تا چه سطحی از معارف دینی را آموخت خبری داده نشده، اما آیت‌الله محمد تقی نجفی اصفهانی و آیت‌الله محمد حسین فشارکی او را می‌شناختند؛ که با توجه به فاصله سنی 15 سال (آقانجفی) و 12 سال (ملاحسین) با سید مصطفی، احتمالاً حق استادی نیز بر او داشته‌اند. در 1295 ق که سید مصطفی 17 ساله بوده، در مدرسه‌ای از مدارس علوم دینی اصفهان اقامت داشته است.

 

سید مرتضی پسندیده، پسرش، می‌نویسد که پس از 1300 ق پدرمان اردواج کرد؛ شاید در بیست و سه بیست و چهار سالگی همسر او دختر نخستین استادش در خمین، میرزا احمد خوانساری بود. هاجر آغا خانم خیلی زود همراه شوهرش راهی نجف شد. فرزند نخست این زوج، مولود آغا خانم، در 18 جمادی‌الثانی 1305 به دنیا آمد. در طول اقامت تحصیلی سید مصطفی در نجف، که می‌توان آن را بالای پنج سال دانست، بر شمار اعضای خانواده او افزوده نشد.

 

وقتی سید مصطفی موسوی به موطن خود بازگشت به درجه اجتهاد رسیده بود. از روی اسناد املاکی که سید مصطفی در 1311 ق خرید، روشن می‌شود که وی در این زمان یا سالی پیش از آن به ایران بازگشته است. این جوان 33 ساله از مراجع نجف اجازه اجتهاد داشت و گفته شده از وجوهات شرعی استفاده نمی‌کرد؛ نیازی هم نداشت.

 

*ملجا محرومان و مظلومان

 

زندگی او از راه کشاورزی اداره می‌شد. املاک او در روستاهای زورقان، واسوران، طنجران، خمین و کرمو، و نیز کاروانسرایی که پدرش، سید احمد، خریده و به او بخشیده بود، درآمد او را سالیانه تا یک هزار تومان می‌رساند. خانه او با بیرونی‌های فراوان، محل آمد و شد برخی علما و مسافرانی بود که برای زیارت عتبات عالیات از خمین می‌گذشتند. در باغچه منضم به خانه او انواع درخت میوه به بار می‌نشست. صیفی کاری هم می‌شد. سید مصطفی نسبتاً متمول و دست به جیب بود. بیش از یک دهه هم در حوزه‌های علمیه دینی تحصیل کرده بود. همین دو ویژگی او را ملجا محرومات و مظلومان کرده بود؛ در نتیجه، مناسبات او با حکام و خوانین محلی شکل دیگری یافت و سرنوشت او زود به پایان رسید.

 

*پسری که چهارماه بیشتر پدر را درک نکرد

 

پنجمین فرزند آقا مصطفی و هاجرآغاخانم در 1318 ق پا به جهان هستی گذاشت. آقازاده خانم، سومین دختر آنان بود. سال 1320 ق دو حادثه شیرین و تلخ، به فاصله چهار ماه و اندی خاندان سید مصطقی موسوی را شادکام و خیلی زود سوگوار کرد. رخداد شیرین، تولد روح‌الله، سومین پسر و ششمین فرزند آقا مصطفی و هاجرآغاخانم، و رویداد تلخ آن سال کشته شدن رئیس خانواده، روحانی 42 ساله کمره، آقا سید مصطفای مجتهد بود.

 

 

*گلوله‌ای که از قرآن رد شد و بر قلب نشست

 

 آقامصطفی 11 ذی‌قعده 1320 قمری / 20 بهمن 1281 شمسی خمین را به قصد سلطان‌آباد ترک کرد. او تنها نبود گروهی از تفنگداران، و نیز خواهرزاده‌اش، امام‌قلی‌خان صارم لشکر (بیگلربیگی)، او را همراهی می‌کردند. این راه به طور معمول دو روز پیموده می‌شد آنان شب را در روستای پردار و درخت ورچه گذراندند. فردای آن، 12 ذی‌قعده، زمانی که کاروان پیچ و خم باقی مانده راه را پشت‌سر گذاشت و به آخرین سرازیری جاده رسید، سروکله دو نقابدار پیدا شد. اطرافیان آقامصطفی شاید به دلیل بی‌توجهی، شاید به این گمان که دیگر خطری جان او را تهدید نمی‌کند و... فاصله گرفته، یا به کار خود مشغول بودند. رضاقلی سلطان و جعفرقلی‌خان زمانی از کمین خود خارج شدند که دو نگهبان بیشتر کنار آقامصطفی نبود. آن دو نقاب از چهره برداشتند و آقامصطفی با تعجب گفت که شما قرار نبود بیایید! جملاتی کوتاه ردوبدل شد و رضاقلی سلطان با چابکی دو نگهبان را خلع‌ سلاح کرد و جعفرقلی‌خان سمت آقامصطفی نشانه گرفت و از فاصله‌ای نزدیک به قلب او شلیک کرد. آقاسید مصطفای مجتهد پیش از آنکه از اسب به زمین افتد، این جمله را برزبان آورد: «بی‌غیرتی کردید.» صدای شلیک گلوله، تفنگداران عقب افتاده را به محل حادثه رساند. قاتلان گم و گور شده بودند. گلوله از قرآن درون جیب بالاپوش گذشته، برقلب آقامصطفی نشسته بود.

 

همراهان، که خود را باخته بودند، بی‌آنکه به تعقیب قاتلان بروند، پیکر بی‌جان آقامصطفی را بر اسب گذاشته، راهی سلطان‌آباد شدند. خبر حادثه زودتر رسیده بود. گروهی از مردم به استقبال جنازه آمدند. معتمدالسادات، عالم شهیر منطقه، بانی کفن و دفن و مراسم گردید. پیکر آقامصطفی در قبرستان اراک، سرقبر آقامحسن عراقی به امانت دفن شد.

 

آن روز سلطان‌آباد تعطیل شد و مردم در مراسم تشییع حاضر شدند. خبر که به خمین رسید، اهالی بهت‌زده و خشمگین شدند دسته‌های عزاداری شکل گرفت و گروه‌ گروه برای ابراز همدردی به خانه آقامصطفی آمدند.

 

*بازتاب شهادت پدر آقا روح‌الله در روزنامه‌ها

 

خمین تا روزهای بعد تحت تأثیر کشته شدن مجتهد 42 ساله شهرش بسر برد. خبر به گلپایگان و اصفهان و تهران هم که رسید بزرگداشت و ختم گرفتند. کمتر از یک ماه بعد، خبر این حادثه در روزنامه ایران نیز درج گردید. اخبار شهرها از طریق منشیان هر ولایت تنظیم و به تهران ارسال می‌گردید که ذیل اخبار ولایات در این جریده مهم و نیمه رسمی چاپ می‌شد.

«معیشت مومنانه»

«معیشت مومنانه»

این روزها معیشت مردم به یکی از پربحث‌ترین و مسئله‌سازترین موضوعات کشور تبدیل شده است. سیاست‌های کلان اقتصادی برای آنکه بتوانند در معیشت مردم مؤثر باشند، باید بر اساس یکسری اصول بنیادین در حوزۀ اقتصاد پایه‌ریزی شوند. اصول بنیادین اقتصادی، برآمده از مبانی فکری گوناگونی هستند. هر مکتب فکری (اعم از دینی و بشری) یک دسته مبانی انسان‌شناختی و هستی‌شناختی ارائه می‌کند که پی‌گیریِ آنها در ساحت‌های گوناگون سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و... منجر به شکل‌گیری یک نظام اقتصادی می‌شود. یکی از مبانی، «اهداف کلان» هستند. هر مکتب فکری، جامعه را به سمت اهداف خاصی که مدنظرش هست سوق می‌دهد و اصولی که در عرصه‌های گوناگون ارائه می‌دهند نیز در راستای همان اهداف است.

کتاب «معیشت مؤمنانه» با همت ابوالقاسم کریمی از سوی انتشارات انقلاب اسلامی در 156 صفحه و به‌قیمت 10هزارتومان منتشر گردیده است.

کتاب «معیشت مؤمنانه» اثری است که چهار مؤلفه از آن اهداف کلان که منجر به سیاست‌های اقتصادی می‌شود را از منظرگاه مقام معظم رهبری به کاوش و تحلیل می‌گذارد. «زهد» و «رفاه» در یک‌سو و «تجمل‌گرایی» و «اشرافی‌گری» در نقطۀ مقابل، چهار رویکرد کلان در سیاست‌های اقتصادی هستند که پیشِ چشم قرار دادن هر یک از آنها می‌تواند تأثیرات روشنی در عرصه‌های خرد و کلان معیشتی مردم داشته باشد.

ابوالقاسم کریمی که با کاوش در میان بیانات مقام معظم رهبری به جمع‌آوری و دسته‌بندی و تدوین این کتاب پرداخته، ساختار کتاب «معیشت مؤمنانه» را ذیل چهار فصل مجزا تنظیم نموده است:

فصل اول به مفهوم «زهد» اختصاص دارد. زهد یکی از ارزش‌های اسلامی است که در ساحت فردی اهمیت زیادی در تربیت معنوی انسان دارد. زهد یعنی «رغبت و دل‌بستگی به دنیا نداشتن» یعنی علیرغم اینکه مؤمن به اقتضای زندگی دنیوی از دنیا و مواهب دنیوی استفاده می‌کند، لیکن به آنها دل‌بسته نشود. آیت‌الله خامنه‌ای با رویکرد جامعی که به معارف دینی دارند، در تحلیل این مفهوم، به ساحت فردی اکتفا نکرده و کاربست این مفهوم در ساحت‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را تشریح کرده است. بیان «اخلاق فردی حکام و مدیران جامعه اسلامی» یکی از ثمرات این رویکرد است که در این فصل محقق می‌شود. ایشان توضیح می‌دهد که طبق بیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مسئولان حکومت اسلامی باید همواره سطح زندگی معمولی مردم را به‌عنوان یک معیار برای زندگی شخصی خود مدنظر داشته باشند.

اما اگر مفهوم زهد در جامعه و حکومت اسلامی بیش از اندازه برجسته شود و از حدود خود فراتر رود، ممکن است انواع و اقسام بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌ها و بی‌تدبیری‌های اقتصادی تحت پوشش این مفهوم مقدس توجیه شوند. به‌همین دلیل فصل دوم کتاب با عنوان «رفاه» روی دیگر سکه که جنبه‌ی حاکمیتی و سیاست‌گذاری برجسته‌تری دارد را نمایان می‌کند. از نظر اسلام زهد یک انتخاب کاملاً فردی است و اینچنین نیست که حکومت اجازه داشته باشد مردم را به زهد نمایشی مجبور نماید. از سوی دیگر، ضرورت زهد در زندگی فردی، هیچ منافاتی با تلاش برای سازندگی و آبادانی و تولید ثروت در سطح جامعه ندارد؛ بلکه بالاتر از این می‌توان گفت که یکی از شرایط تحقق جامعه‌ دینی اینست که مردمانش در رفاه زندگی کنند. در این فصل توضیح داده می‌شود که ایجاد رفاه به‌مثابه یکی از اهداف انقلاب اسلامی باید در صدر سیاست‌های اقتصادی قرار بگیرد. مقام معظم رهبری برای ایجاد رفاه اقتصادی به بیان کلیات اکتفا نکرده، بلکه سیاست‌ها و راهبردهای عملیاتی را نیز در اختیار سیاست‌گذاران گذاشته است. اقتصاد مقاومتی و سیاستهای اصل 44 قانون اساسی از جمله‌ی این راهبردها است که در این فصل تشریح می‌شوند.

اما باز در صورتی که همین مؤلفه «رفاه» نیز بیش از اندازه برجسته شود، ممکن است خطر دیگری دامن جامعه اسلامی را فرابگیرد که عبارت است از «تجمّل‌گرایی و مصرف‌زدگی»؛ بنابراین فصل سوم کتاب معیشت مؤمنانه به تبیین ابعاد این موضوع از منظر مقام معظم رهبری پرداخته است. این دو را می‌توان یکی از آسیب‌هایی دانست که امروزه دامن جامعه ما را گرفته است و آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جامعه اسلامی سال‌هاست که به آن تذکر می‌دهد و مردم و مسئولان از آنها برحذر می‌دارد. نکته قابل توجه اینکه یکی از سیاست‌های فرهنگی دشمن برای مقابله با نظام اسلامی از دهه هفتاد، ترویج همین دو مدل رفتار اقتصادی بوده است. در این فصل علاوه بر تبیین ابعاد این مسئله، عوامل ایجاد روحیۀ تجمل‌گرایی، پیامدهای گسترش آن در جامعه و نهایتاً راهکارهای مقابله با این مسئله نیز از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای تشریح شده است.

روحیه‌ی «اشرافی‌گری» نیز یکی دیگر از آسیب‌هایی است که بیشتر دامن مسئولان و مدیران را می‌گیرد که از میراث حکومت پهلوی بوده و در تعابیر امام خمینی(ره) با عنوان «خوی کاخ‌نشینی» از آن یاد می‌شده است. یکی از تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری طی سه دهه گذشته، پرهیز از این روحیه بوده است. فصل چهارم کتاب با محوریت این موضوع شکل گرفته و عوامل، پیامدها و راهکارهای مقابله با این مسئله را از دیدگاه مقام معظم رهبری تشریح کرده است.

کتاب معیشت مؤمنانه را می‌توان اثری دانست که هم در ساحت فردی و هم در ساحت مدیریتی و حاکمیتی و هم در عرصه‌ی سیاست‌گذاری، بخشی از راهبردهای کلان اقتصادی را تشریح کرده و برای اقشار مختلف مردم و به‌خصوص مدیران بسیار مفید خواهد بود.

«چشم روشنی»

«چشم روشنی»

چاپ دوم کتاب «چشم روشنی» اثر کوثر لک از سوی نشر شهید کاظمی روانه بازار کتاب شد.

این کتاب با زبان داستان حال و روز همسران جانباز را روایت می‌کند و تصویری متفاوت از این افراد را به تصویر می‌کشد.

در این کتاب می‌خوانید: «سید جواد روزی با صد و هشتاد و خرده‌ای قد، هیکلی ورزیده و عنوانی دهن پُر کن می‌رود خواستگاری. اما بعد همه چیزش را از دست می‌دهد؛ جز مردانگی و اخلاق را...

همان اول زندگی فهمیدم به اندازه فامیل‌هایم او دوست و آشنا دارد. با اینکه آن زمان بیست و چهار پنج سال بیش تر نداشت، هر شب مهمان داشتیم. برایمان کادوی عروسی می‌آوردند. یک شب که مادرم آنجا بود گفت که زشته مهمان‌ها شام نخورده بروند، نگهشان دارید. مادر رفت سراغ مرغ پختن من هم با اعتماد به نفس رفتم سراغ برنج و قابلمه. پلویی پختم که توی تاریخ ثبت شد. دانه‌های برنج طوری به هم چسبیده بود که مثل کیک قالبی از قابلمه بیرون آمد. وقتی دیس پلو را سر سفره گذاشتیم. سید جواد مثل قطعه‌های کیک پلوی شفته شده را می‌گذاشت توی بشقاب مهمان ها و با خنده می گفت:به هر نیتی دوست دارید این پلو را بخورید، به نیت آش، کیک یا ... همه خندیدند. خودم خنده‌ام گرفته بود. به خاطر این قضیه هیچ وقت سرزنش نشدم از بس که با همه خرابکاری‌هایم تشویقم می‌کرد.

 

حرف یکی دو روز نبود، ماجرای یک عمر بود. فکرش را هم نکن، که سید جواد یک جا بشیند و دست روی دست بگذارد. انگار ساخته بودنش، برای اینکه چشم همه را روشن کند. از بس که دلش روشن بود.»

چاپ دوم کتاب «چشم روشنی» اثر کوثر لک با قیمت ۱۰ هزار تومان انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است. جهت تهیه کتاب می‌توانید از فروشگاه اینترنتی «من و کتاب» آن را خریداری کنید.

«اخراجی‌ها»

«اخراجی‌ها»

چاپ چهارم کتاب «اخراجی‌ها» خاطرات سردار شهید حاج احد محرمی علافی (دائی) از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.

«اخراجی‌ها» اثر غلامرضا قلی‌زاده و موسی غیور خاطرات رزمنده‌ای را در تدوین و مکتوب کرده‌اند که اگر از جایی اخراج می‌شود به خاطر این است که نمی‌تواند از حق بگذرد و با افرادی که حق را زیر پا می‌گذارند درگیر می‌شود و همین جرقه‌ای برای اخراجی شدن وی می‌شود.

شهید محرمی علافی یا حاج احد و به قول برخی اطرافیانش «دائی» دارای شخصیتی ویژه و ممتاز است و در روزگار پیش از انقلاب نیز از مبارزان محسوب می‌شده است. به اذعان غیور که در پیشگفتار کتاب نیز آمده این کتاب حاصل 48 ساعت گفت‌وگو با شهید محرمی علافی است.

این خاطرات در شش فصل سازمان یافته است. فصل های اول و دوم مشتمل بر خاطرات کودکی و نوجوانی و جوانی شهید است که طی آن، گوشه هایی از مشکلات معیشتی مردم منعکس می شود. فصل سوم حوادث سال 1359 را دربر می گیرد و شامل تشکیل سپاه پاسداران تبریز و نبرد با ضد انقلاب در مناطق کرد نشین است. در فصل چهارم خاطراتی از روزهای آغاز جنگ، به ویژه آزادسازی خرمشهر روایت شده است. فصل پنجم شامل خاطرات نامبرده از مناطق مختلف عملیاتی مانند خیبر، بدر، والفجر مقدماتی است. مطالب فصل ششم که به خاطراتی از سال های پایانی جنگ اختصاص یافته با اشاره به مجروح شدن شهید با سلاح های شیمیایی به پایان می رسد.

چهارمین چاپ کتاب «اخراجی‌ها» خاطرات شهید محرمی علافی اثر غلامرضا قلی‌زاده و موسی غیور با 15 هزار تومان از نشر شهید کاظمی روانه بازار کتاب شده است.

علاقه‌مندان برای تهیه این کتاب می‌توانند آن را از فروشگاه اینترنتی «من و کتاب» خریداری کنند.

وقتی مهتاب گم شد

وقتی مهتاب گم شد

وقتی مهتاب گم شد شرح خاطرات علی خوش لفظ از جنگ ایران و عراق است که به همت حمید حسام تدوین و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده‌است. فروش این کتاب در سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب از مرز ده هزار جلد گذشت.

بخش‌هایی از کتاب به احمد متوسلیان اختصاص دارد. خاطراتی از عملیات‌های مختلف مانند والفجر ۴ و والفجر ۵، رمضان و مسلم ابن عقیل از دیگر بخش‌های این اثر است.