حدیث روز
امام حسين عليه السلام: خوش اخلاقى عبادت است. (كنزالعمال، ج13، ص151، ح36472)
امام على عليه السلام: هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى اش پاكيزه و گوارا مى گردد. (نهج البلاغه،خطبه 184)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :يكديگر را به رفتار نيك با زنان سفارش كنيد.بحارالأنوار، ج33، ص628
رسول اكرم صلى الله عليه و آله:هرزنى،از دنيابرودوشوهرش ازاوراضى باشد،به بهشت مى رود.نهج الفصاحه،ح 1022
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :حيا خوب است ولى براى زنان خوب تر است. نهج الفصاحه، ح 2006

دفاع مقدس

در پی عشق دویدن

در پی عشق دویدن

کتاب، در پی عشق دویدن، سال نود و هفت از طرف نشر ساقی چاپ شده است، در این کتاب که چند نویسنده،در بخش های مختلف،جداگانه قلم زده اند،درباره داستان های دراماتیک و نمایشنامه،روی شخصیت های واقعی و مستند کار شده است.

در این اثر مجموعا پنج داستان و یک نمایشنامه گردآوری شده است. که ندا ثابتی نویسنده در یکی از داستانها به ماجرای شهید آدواردو انیلی، آقازاده مشهور ایتالیایی پرداخته است. ادواردو آنیلی تنها وارث جووانی آنیلی ملتی میلیاردر اروپایی است که به اسلام و تشیع گروید و در این مسیر نیز به شهادت رسید.

علاقه مندان میتوانند این کتاب را از نشر ساقی تهیه کنند.

پیشنهاد بسته مطالعاتی به مناسبت ولادت امام رضا(ع)

پیشنهاد بسته مطالعاتی به مناسبت ولادت امام رضا(ع)

«حجت همیشگی» حمیدرضا شاکرین

در منظومه اعتقادی اسلام، امامت علاوه بر پیوند ناگسستنی با نبوت، از اصولی چون توحید و معاد نیز جداشدنی نیست؛ به عبارت دیگر، امامت بر اساس نظامی معرفتی معنا می یابد که بر خداشناسی و معادشناسی مبتنی است. هنگامی که انسان درک کرد جهان آفرینش به هستی نامحدود و کمال نامتناهی تکیه زده است و هر پدیده ای به اندازه ظرفیت خود، ماورایش را نشان می‌دهد که همان جهان ابدیت است، آنگاه تحت ولایت پروردگار قرار می‌گیرد و با هدایت الهی به اخلاقی پاک آراسته می‌شود که آخرین درجه کمال انسانی و مقام انسان کامل یعنی «امام» است.

 

کتاب حجت همیشگی، چندی از بنیادی‌ترین پرسش‌های مربوط به مسأله امامت را با نگاهی نو و با رعایت ایجاز و اختصار باز می‌کاود: اینکه امامت چیست، چه نیازی به آن است، اهمیت و جایگاه آن در دین و به ویژه در نگاه قرآن چیست، امام باید چه شروط و ویژگی‌هایی داشته باشد و چه رسالت و کارویژه‌هایی را بر دوش می‌کشد، و …

 

در دوران کنونی، پرسش‌ها و شبهات جدیدی فراروی نسل جوان قرار گرفته است: اینکه آیا نظام سیاسی مبتنی بر امامت، نظامی کارا و کارآمد است یا نه، نسبت امامت با دموکراسی چیست، آیا امامت با خاتمیت سر سازگاری دارد یا ناقض آن است، امامت در کودکی با کدامین منطق سازگار است و چه فلسفه‌ای دارد؟ نیز پرسش‌های فراوان دیگری درباره علم و عصمت امامان(ع)، همواره در اذهان جوانان پرسشگر و جست‌و‌جوگر ما رژه می‌روند. از میان این دغدغه‌ها، نویسنده کتاب، آقای دکتر حمیدرضا شاکرین کوشیده است پرسش‌ها و شبهات پربسامدتر را بررسی کند و در حد امکان، متناسب با دانش و سلیقه جوانان دانشگاهی، بدان ها پاسخی در خور با حجم 221 صفحه گوید.

 

«توسل و تبرک» (برگرفته از آثار آیت‌الله جعفر سبحانی)

 

کتاب توسل و تبرک در 92 صفحه در دو بخش تدوین شده است: بخش اول: توسل؛ در این بخش به پرسش‌های زیر پاسخ داده شده است: آیا توسل از دیدگاه قرآن پذیرفته شده است؟ آیا نمونه ای از توسل در زمان پیامبران پیشین یافت می‌شود؟ آیا جواز درخواست دعا و توسل، به زمان زندگانی دنیوی پیامبر اختصاص دارد؟ آیا به شخصیت‌های دیگری غیر از پیامبر نیز می‌توان متوسل شد؟ آیا اعتقاد به توسل تنها از نظر شیعیان صحیح است؟ نظر اهل سنت دراین باره چیست؟ آیا توسل، اقسام و گونه هایی دارد؟؛ آیا نمی‌توانیم مستقیماً از خود خداوند درخواست کنیم؟ در این صورت، چه نیازی به وسیله داریم؟ و آیا توسل نوعی بی‌احترامی به مقام الاهی نیست؟ آیا درخواست دعا از مردگان شرک است؟ آیا نمونه‌هایی از توسل صحابه پیامبر و خلفا در تاریخ آمده است؟ از آن جا که هیچ مخلوقی بر خدا حقی ندارد، چگونه می‌توان معتقد به توسل بود، در حالی که توسل، متضمن سوگند دادن خدا بر حقی است که مخلوق بر خدا دارد؟ آیا توسل، همان خواندن غیر خدا نیست که در آیات قرآن حرام شمرده شده است؟ آیا توسل، یاری جستن از غیر خدا نیست که طبق آیات قرآن حرام است؟ آیا پیامبر که از دنیا رحلت کرده‌اند سخن ما را می‌شنوند؟

 

بخش دوم: تبرک؛ در این بخش به پرسش‌های زیر پاسخ داده شده است: تبرک چیست و به چه انگیزه‌ای به آثار پیامبر و اهل بیت و یارانش تبرک می‌جوییم؟ آیا تبرک از دیدگاه قرآن پذیرفته شده است؟ آیا مواردی از تبرک جستن را در میان صحابه و مسلمانان عصر رسالت می‌توان یافت؟؛ نظر عالمان اهل سنت درباره تبرک چیست؟

 

«شفاعت و زیارت» (برگرفته از آثار آیت الله جعفر سبحانی)

 

کتاب شفاعت و زیارت با 168 صفحه در دو بخش تدوین شده است؛ بخش اول: شفاعت؛ در این بخش به پرسش‌های زیر پاسخ داده شده است: شفاعت یعنی چه و به چه معناست؟ آیا شفاعت از دیدگاه قرآن پذیرفته شده است؟ آیا شفاعت از دیدگاه روایات پذیرفته شده است؟ آیا درخواست شفاعت در میان صحابه پیامبر گرامی اسلام پیشینه دارد؟ آیا تمامی مسلمانان به شفاعت اعتقاد دارند؟ چه کسانی شفاعت می‌کنند؟ چه گروهی از شفاعت بهره‌مند می‌شوند؟؛ چه گروهی از شفاعت بی بهره‌اند؟؛ چرا خداوند خود گناه بندگان را نمی‌بخشد و چه نیازی به وجود واسطه است؟ شفاعت، با واسطه‌گری‌های دنیوی چه تفاوتی دارد؟ آیا فرق نهادن بین مجرمان و جرم ها، تبعیض ناروا و ناسازگار با عدالت پروردگار نیست؟ آیا بخشیدن برخی از مجرمان و یا نادیده گرفتن برخی از جرم‌ها، نوعی تبدیل و تغییر در سنن الاهی به شمار نمی‌آید، در حالی که سنن الاهی ثابت و یکنواخت‌اند؟

 

آیا اعتقاد به شفاعت، به گناهکاران جرأت نمی‌بخشد و آنان را به ارتکاب گناه تشویق نمی‌کند؟ چگونه به شفاعت معتقد باشیم، در حالی که قرآن شفاعت را مردود شمرده و در معرفی روز رستاخیز می‌فرماید: از آن روز بترسید که کسی به جای کسی مجازات نمی‌گردد، و شفاعت پذیرفته نمی‌شود؟ آیا ممکن است آیاتی که برای اثبات شفاعت به آن ها استناد می‌شود، تنها درصدد بیان امکان این موضوع باشند و بر وقوعش دلالت نداشته باشند؟ آیا آیات مربوط به شفاعت، از آیات متشابه است؟ آیا شفاعت، به معنای نجات مؤمنان در پرتو تبلیغ پیامبران نیست؟ آیا درخواست شفاعت با توحید در عبادات منافات ندارد؟ آیا پذیرفتن شفاعت، موجب دگرگونی علم و اراده خدا نیست؟ آیا شرک مشرکان به سبب درخواست شفاعت از بت‌ها نبود؟ آیا درخواست حاجت از غیر خدا حرام نیست؟ آیا درخواست شفاعت از مردگان، لغو و بیهوده نیست؟ آیا شفاعت حق ویژه خدا نیست؟

 

بخش دوم: زیارت اهل قبور؛ در این بخش به پرسش‌های زیر پاسخ داده شده است: آیا زیارت اهل قبور، آثار و پیامدهای سودمندی در پی خواهد داشت؟ آیا زیارت قبرها از دیدگاه قرآن و روایات پذیرفته شده است؟ نظر اسلام درباره زیارت بانوان چیست؟ چرا در برخی از روایات، بانوان از زیارت قبور منع شده اند؟ آیا سفر برای زیارت مرقد پیامبر اکرم(ص) جایز است و آیا صحابه و دیگر بزرگان برای زیارت مرقد پیامبر اکرم(ص) مسافرت می‌کردند؟ با توجه به حدیثی که مسلمانان را از زیارت مساجدی جز مسجد الحرام، مسجدالنبی و مسجدالاقصی منع می‌کند، سفر برای زیارت سایر اماکن حرام است. پس چرا شیعیان برای زیارت سایر اماکن به عراق، مشهد و … مسافرت می‌کنند؟

 

«صحیفه عصمت» حسن یوسفیان و احمدحسین شریفی

 

عصمت یا پاکدامنی یکی از مسائل مهم کلامی بوده و از دیرباز در ادیان مختلف مورد توجه و تامل قرار داشته است. اهمیت موضوع از یک سو و جایگاه زیرساختی آن نسبت به سایر مباحث کلامی از سوی دیگر، ضرورت پرداختن به آن را افزایش داده است. نکات اصلی و کلیدی موجود در این زمینه را می‌توان در پاسخ پرسش‌هایی از این دست یافت که: با وجود اینکه انسان از غریزه برخوردار است، آیا عصمت با ویژگی‌های وی همخوانی دارد؟ آیا عصمت امری اختیاری است یا اجباری؟ عصمت انبیا و اولیا از کدام نوع است؟ قلمرو مراتب آن کدام است؟ فلسفه استغفار و توبه معصومین چگونه ارزیابی می‌شود؟ نویسندگان این اثر تلاش کرده‌اند با رویکردی استدلالی و منطقی به این پرسش‌ها در 105 صفحه پاسخ گویند.

کتاب «الف لام خمینی»

کتاب «الف لام خمینی»

چرا پدربزرگ امام خمینی (ره) از وجوهات بی‌نیاز بود؟/ نحوه شهادت پدر آقا روح‌الله به روایت تاریخ

کتاب «الف لام خمینی» اثر هدایت‌الله بهبودی که انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی آن را منتشر کرده اثری روان و خواندنی از کودکی تا چند ماه پس از انقلاب اسلامی است.

در این گزارش بخش‌هایی از این کتاب مربوط به نیای بنیان‌گذار کبیر انقلاب را می‌خوانید:

*خانواده آقا روح‌الله

 

«سید احمد (پدربزرگ امام خمینی) دست کم چهل و پنج سال در خمین زیست. او و سکینه خانم، همسر سومش، صاحب چهار فرزند، سه دختر و یک پسر، شدند: سلطان خانم، آغابانو خانم، صاحب خانم و آقا مصطفی.

 

سلطان خانم، نخستین دختر سید احمد، با کریم‌خان، فرزند علی‌خان سرتیپ، یکی از خوانین مقتدر کمره، ازدواج کرد. آغابانو خانم با شکرالله خان قلعه‌ای، فرزند حاجی باباخان، از خوانین و معاریف خمین پیوند همسری بست. این دو سال‌ها بعد از هم جدا شدند و آغابانو به عقد ملامحمد جواد مجتهد، از علمای مشهور و با نفوذ کمره، درآمد. صاحب‌خانم، کوچکترین دختر سید احمد، با شکرالله خان از خوانین و رؤسای طایفه بربرود و جاپلق ازدواج کرد. گویا شکرالله خان در همراهی با برادرش، کریم‌خان، علیه قوای دولتی کشته شد. صاحب خانم به خمین بازگشت و چندی بعد به عقد شوهر خواهرش، ملامحمد جواد مجتهد، درآمد. آغابانو، همسر ملامحمد جواد و خواهر بزرگتر صاحب خانم، پیش از این در گذشته بود.

 

آقا مصطفی، پدر روح‌الله، کوچکترین فرزند سید احمد بود.»

 

*دفن در جوار بارگاه سیدالشهدا(ع)

 

سید احمد چهار ـ پنج سال پیش از مرگ، املاک و اموالش را میان فرزندان خود تقسیم کرد و در اواخر 1285 ق یا اوایل 1286 ق در خمین وفات یافت. او بخش کوچکی از اموالش را برای هزینه‌های پس از مرگ، به ویژه انتقال پیکرش به کربلا، کنار گذاشته بود. خرید نماز و روزه، رد مظالم و انتقال جنازه به کربلا، یکصد و چهل تومان شد. سید احمد را در جوار بارگاه امام حسین علیه‌السلام به خاک سپردند.

 

آنچه از ویژگی‌های شخصی سیداحمد موسوی بیان شده، این گفته سید مرتضی پسندیده (برادر امام خمینی) است: «از قراری که در طفولیت شنیدم، بسیار جدی و شدید‌العمل در امر به معروف و نهی از منکر بوده و از خلاف شرع‌ها و این نوع امور متأثر می‌شده و با شمشیر در مقام جلوگیری بر می‌آمده است. شنیدم حاکم خمین نسبت به جوانی قصد عمل نامشروع داشته است. به محض شکایت به ایشان و اطلاع یافتن، با شمشیر با دارالحکومه رفته و پسر را نجات داده و حاکم را مؤاخذه کرده است؛ در حالی که در آن ایام حکام تام‌الاختیار و تمام امور دیوانی به عهده حاکم بوده است.»

 

*بی‌نیاز از وجوهات شرعی

 

مصطفی، کوچکترین فرزند سید احمد، در 29 رجب 1278 قمری/ 11 بهمن 1240 شمسی پا به هستی گذاشت. هفت هشت ساله بود که پدر دیده از جهان فروبست. درس‌آموزی را در مکتب‌خانه‌ای در خمین آغاز کرد. سپس شاگرد آقا میرزا احمد خوانساری، پسر آخوند حاج ملاحسین خوانساری شد. آنچه از میرزا احمد خوانساری فرا گرفت لابد بخشی از مقدمات علوم رایج طلبگی بود. موقعیت مالی خانواده این اجازه را به سید مصطقی می‌داد که بدون دغدغه راهی حوزه علمیه اصفهان شود و ادامه تحصیل دهد.

 

از شمار سال‌های توقف او در اصفهان و اینکه تا چه سطحی از معارف دینی را آموخت خبری داده نشده، اما آیت‌الله محمد تقی نجفی اصفهانی و آیت‌الله محمد حسین فشارکی او را می‌شناختند؛ که با توجه به فاصله سنی 15 سال (آقانجفی) و 12 سال (ملاحسین) با سید مصطفی، احتمالاً حق استادی نیز بر او داشته‌اند. در 1295 ق که سید مصطفی 17 ساله بوده، در مدرسه‌ای از مدارس علوم دینی اصفهان اقامت داشته است.

 

سید مرتضی پسندیده، پسرش، می‌نویسد که پس از 1300 ق پدرمان اردواج کرد؛ شاید در بیست و سه بیست و چهار سالگی همسر او دختر نخستین استادش در خمین، میرزا احمد خوانساری بود. هاجر آغا خانم خیلی زود همراه شوهرش راهی نجف شد. فرزند نخست این زوج، مولود آغا خانم، در 18 جمادی‌الثانی 1305 به دنیا آمد. در طول اقامت تحصیلی سید مصطفی در نجف، که می‌توان آن را بالای پنج سال دانست، بر شمار اعضای خانواده او افزوده نشد.

 

وقتی سید مصطفی موسوی به موطن خود بازگشت به درجه اجتهاد رسیده بود. از روی اسناد املاکی که سید مصطفی در 1311 ق خرید، روشن می‌شود که وی در این زمان یا سالی پیش از آن به ایران بازگشته است. این جوان 33 ساله از مراجع نجف اجازه اجتهاد داشت و گفته شده از وجوهات شرعی استفاده نمی‌کرد؛ نیازی هم نداشت.

 

*ملجا محرومان و مظلومان

 

زندگی او از راه کشاورزی اداره می‌شد. املاک او در روستاهای زورقان، واسوران، طنجران، خمین و کرمو، و نیز کاروانسرایی که پدرش، سید احمد، خریده و به او بخشیده بود، درآمد او را سالیانه تا یک هزار تومان می‌رساند. خانه او با بیرونی‌های فراوان، محل آمد و شد برخی علما و مسافرانی بود که برای زیارت عتبات عالیات از خمین می‌گذشتند. در باغچه منضم به خانه او انواع درخت میوه به بار می‌نشست. صیفی کاری هم می‌شد. سید مصطفی نسبتاً متمول و دست به جیب بود. بیش از یک دهه هم در حوزه‌های علمیه دینی تحصیل کرده بود. همین دو ویژگی او را ملجا محرومات و مظلومان کرده بود؛ در نتیجه، مناسبات او با حکام و خوانین محلی شکل دیگری یافت و سرنوشت او زود به پایان رسید.

 

*پسری که چهارماه بیشتر پدر را درک نکرد

 

پنجمین فرزند آقا مصطفی و هاجرآغاخانم در 1318 ق پا به جهان هستی گذاشت. آقازاده خانم، سومین دختر آنان بود. سال 1320 ق دو حادثه شیرین و تلخ، به فاصله چهار ماه و اندی خاندان سید مصطقی موسوی را شادکام و خیلی زود سوگوار کرد. رخداد شیرین، تولد روح‌الله، سومین پسر و ششمین فرزند آقا مصطفی و هاجرآغاخانم، و رویداد تلخ آن سال کشته شدن رئیس خانواده، روحانی 42 ساله کمره، آقا سید مصطفای مجتهد بود.

 

 

*گلوله‌ای که از قرآن رد شد و بر قلب نشست

 

 آقامصطفی 11 ذی‌قعده 1320 قمری / 20 بهمن 1281 شمسی خمین را به قصد سلطان‌آباد ترک کرد. او تنها نبود گروهی از تفنگداران، و نیز خواهرزاده‌اش، امام‌قلی‌خان صارم لشکر (بیگلربیگی)، او را همراهی می‌کردند. این راه به طور معمول دو روز پیموده می‌شد آنان شب را در روستای پردار و درخت ورچه گذراندند. فردای آن، 12 ذی‌قعده، زمانی که کاروان پیچ و خم باقی مانده راه را پشت‌سر گذاشت و به آخرین سرازیری جاده رسید، سروکله دو نقابدار پیدا شد. اطرافیان آقامصطفی شاید به دلیل بی‌توجهی، شاید به این گمان که دیگر خطری جان او را تهدید نمی‌کند و... فاصله گرفته، یا به کار خود مشغول بودند. رضاقلی سلطان و جعفرقلی‌خان زمانی از کمین خود خارج شدند که دو نگهبان بیشتر کنار آقامصطفی نبود. آن دو نقاب از چهره برداشتند و آقامصطفی با تعجب گفت که شما قرار نبود بیایید! جملاتی کوتاه ردوبدل شد و رضاقلی سلطان با چابکی دو نگهبان را خلع‌ سلاح کرد و جعفرقلی‌خان سمت آقامصطفی نشانه گرفت و از فاصله‌ای نزدیک به قلب او شلیک کرد. آقاسید مصطفای مجتهد پیش از آنکه از اسب به زمین افتد، این جمله را برزبان آورد: «بی‌غیرتی کردید.» صدای شلیک گلوله، تفنگداران عقب افتاده را به محل حادثه رساند. قاتلان گم و گور شده بودند. گلوله از قرآن درون جیب بالاپوش گذشته، برقلب آقامصطفی نشسته بود.

 

همراهان، که خود را باخته بودند، بی‌آنکه به تعقیب قاتلان بروند، پیکر بی‌جان آقامصطفی را بر اسب گذاشته، راهی سلطان‌آباد شدند. خبر حادثه زودتر رسیده بود. گروهی از مردم به استقبال جنازه آمدند. معتمدالسادات، عالم شهیر منطقه، بانی کفن و دفن و مراسم گردید. پیکر آقامصطفی در قبرستان اراک، سرقبر آقامحسن عراقی به امانت دفن شد.

 

آن روز سلطان‌آباد تعطیل شد و مردم در مراسم تشییع حاضر شدند. خبر که به خمین رسید، اهالی بهت‌زده و خشمگین شدند دسته‌های عزاداری شکل گرفت و گروه‌ گروه برای ابراز همدردی به خانه آقامصطفی آمدند.

 

*بازتاب شهادت پدر آقا روح‌الله در روزنامه‌ها

 

خمین تا روزهای بعد تحت تأثیر کشته شدن مجتهد 42 ساله شهرش بسر برد. خبر به گلپایگان و اصفهان و تهران هم که رسید بزرگداشت و ختم گرفتند. کمتر از یک ماه بعد، خبر این حادثه در روزنامه ایران نیز درج گردید. اخبار شهرها از طریق منشیان هر ولایت تنظیم و به تهران ارسال می‌گردید که ذیل اخبار ولایات در این جریده مهم و نیمه رسمی چاپ می‌شد.

دو مجاهد

کتاب «دو امام مجاهد» که حاوی شش گفتار از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است، از سوی انتشارات انقلاب اسلامی در 310 صفحه و به‌قیمت 27000 تومان منتشر شده است.

کتاب «دو امام مجاهد» یکی از جدیدترین آثار منتشرشده از سوی انتشارات انقلاب اسلامی است که حاوی شش گفتار از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تحلیل سیرۀ مبارزاتی حسنین علیهما‌السلام می‌باشد.نگاه محوریِ حاکم بر این گفتارها این رویکرد کلان است که آنچه این دو بزرگوار انجام دادند، تنها در تاکتیک و ظاهر شیوۀ مبارزاتی با هم تفاوت دارند که اقتضای شرایط زمانۀ هر یک بوده است؛ اما در استراتژی و هدف هیچ تفاوتی میان آن‌دو نیست.

 

تحلیل ماجرای صلح از دو منظر

 

ماجرای صلح امام حسن علیه‌السلام را از دو منظر می‌توان و باید تحلیل کرد: بُعد اول تحلیل خُردِ خود صلح است؛ که آن معاهده‌ای که میان امام حسن مجتبی علیه‌السلام و معاویه منعقد شد، اساساً ماهیت این عمل چه بود؟ تسلیم، سازش، عقب‌نشینیِ تاکتیکی و یا تغییرِ میدان نبرد؟ منظرگاه دوم اینست که این صلح، در کلیتِ تاریخ اهل‌بیت علیهم‌السلام و سیرۀ سیاسیِ امامان معصوم چه تأثیری داشت؟ این صلح در «جهاد مداوم و مستمرّی» که اهل‌بیت پیامبر 250 سال سرگرم به آن بودند، چه جایگاه و تأثیری داشته است؟

 

آیت‌الله خامنه‌ای در گفتار اولِ کتاب دو امام مجاهد، بُعد اول را تشریح کردند. اما برای فهم دقیق و جامع اهمیت این حرکت امام حسن علیه‌السلام شناخته شد، ناگزیر باید بُعد دوم نیز به دقت مطالعه و موردتأمل قرار داده شود. لذا ایشان در گفتار دوم کتاب، این بُعد دوم را تشریح کرده و اهمیت سرنوشت‌ساز این ماجرا در تاریخ اسلام را نمایان می‌سازد.

 

مبانی نظریه انسان‌ 250 ساله

 

ابتدا لازم است مبنای نظری و پیش‌فرض این گفتار یعنی «نظریه انسان 250 ساله» تبیین گردد. به‌همین‌دلیل آیت‌الله خامنه‌ای سخن را با طرح این مسئله آغاز می‌کند که: کدام جهادِ مستمرّ و مداوم؟ به‌جز امیرالمؤمنین، امام حسن و اباعبدالله علیهم‌السلام (آن‌هم در برهۀ کوتاهی از زندگی این بزرگواران) مگر دیگر ائمه هم جهاد کردند؟! کدام جهاد؟ امامان بعدی با چه کسی، به چه‌وسیله‌ای، با چه شکلی و در چه فرمی جهاد می‌کردند؟! ایشان در پاسخ به این پرسش، با تبیین عالمانۀ معنای فقهی «جهاد» و با تمسک به مبانی اعتقادی تشیع، اثبات می‌نماید که تمام دوران زندگی دیگر ائمه علیهم‌السلام به مبارزه و جهاد در راه همان هدفی گذشته است که امیرالمؤمنین و حسنین علیهم‌السلام در آن مسیر جهاد می‌کردند: «این دوران 250 ساله حضور اهل‌بیت علیهم السلام را نباید عمر یازده نفرِ متفاوت بدانیم. بلکه باید آن‌را عمر یک انسانِ 250 ساله فرض کنیم که یک فکر و یک هدف مشخص داشته، این هدف برای خود آن انسان شاخص‌هایی دارد که اجازه نداده است که این انسان در تمام طول دو و نیم قرن، یک لحظه و یک سر مو از هدف عالی خویش منحرف شود.

 

البته که مسلماً و منطقاً طی این 250 سال، یک روش و قالب واحد برای مبارزه نداشته‌اند، بلکه به‌اقتضای شرایط و اوضاع هر زمان، تاکتیکِ مبارزه نیز تغییر می‌کرده است.» ایشان این نگرش در تحلیل سیرۀ اهل‌بیت(ع) را «کلید حلّ بسیاری از پرسش‌های مربوط به سیرۀ ائمه» دانسته است.

 

هدف میانی و هدف نهایی اسلام

 

آن هدفی که همۀ امامان معصوم (ع) به‌طور پیوسته مدنظر داشته‌ و هیچ‌گاه از مسیر آن منحرف نشده‌اند، «تشکیل یک جامعه‌‌ی اسلامی» بوده است. این البته هدف نزدیک اسلام است. هدف نزدیکِ اسلام، ساختن مدینۀ فاضله است و هدف نهایی و غایی که مترتب بر آن است، ساختن انسان فاضل و «انسان کامل» است.

 

پایه‌گذاری حزب سیاسی تشیّع

 

آیت‌الله خامنه‌ای برای آنکه بتواند اهمیت صلح امام مجتبی علیه‌السلام در سرنوشت تاریخ شیعه را به‌خوبی نمایان سازد، از روش ویژه‌ای برای تحلیل تاریخ بهره می‌برد: ایشان تحلیل خُردِ ماجرای صلح را رها کرده و با رویکرد کلان تاریخی، به سراغ تحلیل اوضاعِ آینده می‌رود. طی بازۀ زمانی 30 إلی 200 سال پس از صلح امام حسن(ع) با معاویه، یعنی پس از واقعۀ عاشورا تا امام حسن عسکری(ع)، تاریخ تشیع چه مسیری را طی کرد و امامان معصوم برای دستیابی به آن استراتژی و هدف واحدی که داشتند، چه راهبردی را پیش گرفتند؟

 

ایشان سخن را با بررسی اوضاع زمانۀ امام سجاد علیه‌السلام آغاز کرده و توضیح می‌دهد که بررسی دقیق منابع تاریخی و روایی و رجالی نشان می‌دهد که از زمان ایشان، یک تشکیلات سرّی حزبی و سیاسی برای تشیع وجود داشته که به هدایت حضرت امور را پیش می‌برده است. همچنین اقدامات مبارزانۀ امامان بعدی به انحاء مختلف ادامه پیدا کرده تا اینکه بستر برای مبارزۀ حادّتر توسط امام کاظم علیه‌السلام فراهم گردیده و در طی همین مسیر، جریان شیعه که بعد از واقعۀ عاشورا در اوج ضعف و انزوا قرار گرفته بود و حتی شیعیان واقعی انگشت‌شمار شده‌بودند، در دوران پنج امام آخر علیهم‌السلام جریان تشیع به اوج شکوفایی و قدرتمندی خویش می‌رسد.

 

اما چگونه؟ امامان معصوم با کدام راهبرد کلان توانستند جریان تاریخی شیعه را چنین هدایت کنند؟ ایشان توضیح می‌دهد که همۀ این اقدامات و مبارزاتی که جهت تقویت بازوی اجتماعی و سیاسی تشیع صورت گرفته بود، به‌واسطۀ یک کار تشکیلاتیِ دوراندیشانه و قدرتمند بود که پایه‌گذار این سلسلۀ طولانی امام حسن مجتبی علیه‌السلام است. آیت‌الله خامنه‌ای با این تحلیل، مجدداً به سراغ بررسی ماجرای صلح بازگشته و از این دریچه به تحلیل آن می‌پردازد. ایشان با استفاده از شواهد تاریخی توضیح می‌دهد که شالودۀ اساسی حزب سیاسی تشیّع، پس از صلح امام حسن مجتبی علیه‌السلام با معاویه ریخته شد.

 

صلح یا آتش‌بس؟

 

ایشان در ادامه ابعاد دیگری از «ضرورت صلح» که در گفتار اول به آنها نپرداخته بود را شرح داده و نتیجه می‌گیرد همانگونه که برخی از علمای متقدم همچون شیخ صدوق(ره) اشاره کرده‌اند، آن معاهده‌ای که میان امام مجتبی علیه‌السلام و معاویه صورت گرفته، بیش از آنکه حقیقتاً «صلح» باشد، شایستۀ تعبیر «آتش‌بس» است: «آتش‌بس سپری است در مقابل دشمن برای مدتی که در آن مدت تدارک امکانات تازه‌ای بشود.» که این تدارک مجدد برای مبارزه، توسط امامان بعدی علیهم‌السلام به‌درستی پیگیری شد.

 

البته در میانۀ این گفتار علاوه بر تحلیل عمیق و دقیق تاریخی، به نکات نغز و مهم دیگری نیز برخورد می‌کنیم. به‌عنوان نمونه تفسیر عالمانۀ روایت «إرتدّ الناس بعد الحسین(ع) إلا ثلاثة...» و نیز معنای اصلی و واقعی «توحید» که معمولاً بدان توجه نمی‌شود، از برخی نمونه‌های آن است.

«معیشت مومنانه»

«معیشت مومنانه»

این روزها معیشت مردم به یکی از پربحث‌ترین و مسئله‌سازترین موضوعات کشور تبدیل شده است. سیاست‌های کلان اقتصادی برای آنکه بتوانند در معیشت مردم مؤثر باشند، باید بر اساس یکسری اصول بنیادین در حوزۀ اقتصاد پایه‌ریزی شوند. اصول بنیادین اقتصادی، برآمده از مبانی فکری گوناگونی هستند. هر مکتب فکری (اعم از دینی و بشری) یک دسته مبانی انسان‌شناختی و هستی‌شناختی ارائه می‌کند که پی‌گیریِ آنها در ساحت‌های گوناگون سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و... منجر به شکل‌گیری یک نظام اقتصادی می‌شود. یکی از مبانی، «اهداف کلان» هستند. هر مکتب فکری، جامعه را به سمت اهداف خاصی که مدنظرش هست سوق می‌دهد و اصولی که در عرصه‌های گوناگون ارائه می‌دهند نیز در راستای همان اهداف است.

کتاب «معیشت مؤمنانه» با همت ابوالقاسم کریمی از سوی انتشارات انقلاب اسلامی در 156 صفحه و به‌قیمت 10هزارتومان منتشر گردیده است.

کتاب «معیشت مؤمنانه» اثری است که چهار مؤلفه از آن اهداف کلان که منجر به سیاست‌های اقتصادی می‌شود را از منظرگاه مقام معظم رهبری به کاوش و تحلیل می‌گذارد. «زهد» و «رفاه» در یک‌سو و «تجمل‌گرایی» و «اشرافی‌گری» در نقطۀ مقابل، چهار رویکرد کلان در سیاست‌های اقتصادی هستند که پیشِ چشم قرار دادن هر یک از آنها می‌تواند تأثیرات روشنی در عرصه‌های خرد و کلان معیشتی مردم داشته باشد.

ابوالقاسم کریمی که با کاوش در میان بیانات مقام معظم رهبری به جمع‌آوری و دسته‌بندی و تدوین این کتاب پرداخته، ساختار کتاب «معیشت مؤمنانه» را ذیل چهار فصل مجزا تنظیم نموده است:

فصل اول به مفهوم «زهد» اختصاص دارد. زهد یکی از ارزش‌های اسلامی است که در ساحت فردی اهمیت زیادی در تربیت معنوی انسان دارد. زهد یعنی «رغبت و دل‌بستگی به دنیا نداشتن» یعنی علیرغم اینکه مؤمن به اقتضای زندگی دنیوی از دنیا و مواهب دنیوی استفاده می‌کند، لیکن به آنها دل‌بسته نشود. آیت‌الله خامنه‌ای با رویکرد جامعی که به معارف دینی دارند، در تحلیل این مفهوم، به ساحت فردی اکتفا نکرده و کاربست این مفهوم در ساحت‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را تشریح کرده است. بیان «اخلاق فردی حکام و مدیران جامعه اسلامی» یکی از ثمرات این رویکرد است که در این فصل محقق می‌شود. ایشان توضیح می‌دهد که طبق بیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مسئولان حکومت اسلامی باید همواره سطح زندگی معمولی مردم را به‌عنوان یک معیار برای زندگی شخصی خود مدنظر داشته باشند.

اما اگر مفهوم زهد در جامعه و حکومت اسلامی بیش از اندازه برجسته شود و از حدود خود فراتر رود، ممکن است انواع و اقسام بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌ها و بی‌تدبیری‌های اقتصادی تحت پوشش این مفهوم مقدس توجیه شوند. به‌همین دلیل فصل دوم کتاب با عنوان «رفاه» روی دیگر سکه که جنبه‌ی حاکمیتی و سیاست‌گذاری برجسته‌تری دارد را نمایان می‌کند. از نظر اسلام زهد یک انتخاب کاملاً فردی است و اینچنین نیست که حکومت اجازه داشته باشد مردم را به زهد نمایشی مجبور نماید. از سوی دیگر، ضرورت زهد در زندگی فردی، هیچ منافاتی با تلاش برای سازندگی و آبادانی و تولید ثروت در سطح جامعه ندارد؛ بلکه بالاتر از این می‌توان گفت که یکی از شرایط تحقق جامعه‌ دینی اینست که مردمانش در رفاه زندگی کنند. در این فصل توضیح داده می‌شود که ایجاد رفاه به‌مثابه یکی از اهداف انقلاب اسلامی باید در صدر سیاست‌های اقتصادی قرار بگیرد. مقام معظم رهبری برای ایجاد رفاه اقتصادی به بیان کلیات اکتفا نکرده، بلکه سیاست‌ها و راهبردهای عملیاتی را نیز در اختیار سیاست‌گذاران گذاشته است. اقتصاد مقاومتی و سیاستهای اصل 44 قانون اساسی از جمله‌ی این راهبردها است که در این فصل تشریح می‌شوند.

اما باز در صورتی که همین مؤلفه «رفاه» نیز بیش از اندازه برجسته شود، ممکن است خطر دیگری دامن جامعه اسلامی را فرابگیرد که عبارت است از «تجمّل‌گرایی و مصرف‌زدگی»؛ بنابراین فصل سوم کتاب معیشت مؤمنانه به تبیین ابعاد این موضوع از منظر مقام معظم رهبری پرداخته است. این دو را می‌توان یکی از آسیب‌هایی دانست که امروزه دامن جامعه ما را گرفته است و آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جامعه اسلامی سال‌هاست که به آن تذکر می‌دهد و مردم و مسئولان از آنها برحذر می‌دارد. نکته قابل توجه اینکه یکی از سیاست‌های فرهنگی دشمن برای مقابله با نظام اسلامی از دهه هفتاد، ترویج همین دو مدل رفتار اقتصادی بوده است. در این فصل علاوه بر تبیین ابعاد این مسئله، عوامل ایجاد روحیۀ تجمل‌گرایی، پیامدهای گسترش آن در جامعه و نهایتاً راهکارهای مقابله با این مسئله نیز از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای تشریح شده است.

روحیه‌ی «اشرافی‌گری» نیز یکی دیگر از آسیب‌هایی است که بیشتر دامن مسئولان و مدیران را می‌گیرد که از میراث حکومت پهلوی بوده و در تعابیر امام خمینی(ره) با عنوان «خوی کاخ‌نشینی» از آن یاد می‌شده است. یکی از تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری طی سه دهه گذشته، پرهیز از این روحیه بوده است. فصل چهارم کتاب با محوریت این موضوع شکل گرفته و عوامل، پیامدها و راهکارهای مقابله با این مسئله را از دیدگاه مقام معظم رهبری تشریح کرده است.

کتاب معیشت مؤمنانه را می‌توان اثری دانست که هم در ساحت فردی و هم در ساحت مدیریتی و حاکمیتی و هم در عرصه‌ی سیاست‌گذاری، بخشی از راهبردهای کلان اقتصادی را تشریح کرده و برای اقشار مختلف مردم و به‌خصوص مدیران بسیار مفید خواهد بود.