حدیث روز
امام حسين عليه السلام: خوش اخلاقى عبادت است. (كنزالعمال، ج13، ص151، ح36472)
امام على عليه السلام: هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى اش پاكيزه و گوارا مى گردد. (نهج البلاغه،خطبه 184)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :يكديگر را به رفتار نيك با زنان سفارش كنيد.بحارالأنوار، ج33، ص628
رسول اكرم صلى الله عليه و آله:هرزنى،از دنيابرودوشوهرش ازاوراضى باشد،به بهشت مى رود.نهج الفصاحه،ح 1022
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :حيا خوب است ولى براى زنان خوب تر است. نهج الفصاحه، ح 2006

آیا تصور خداوند بدون اجزا ممکن نیست؟

آیا تصور خداوند بدون اجزا ممکن نیست؟

مهم‌ترین و بنیادی‌ترین آموزه‌ همه‌ پیامبران الهی، آموزه‌ توحید و یگانگی خداوند است؛ نخستین باوری که پیامبران در میان انسان‌ها درانداختند و آن را اصلی‌ترین رمز کمال و سعادت آدمی معرفی کردند، اعتقاد به وجود و نام‌های نیکوی خداوند یگانه است؛ شاید بتوان گفت که در تاریخ دین‌ورزی در روی زمین، کمتر کسانی یافت می‌شده‌اند که وجود خداوند را نپذیرند و عالم را یکسره محصول تصادف بپندارند؛ بلکه هر گروهی، بسته به محیط تربیتی خود، به نیرو یا نیروهایی معتقد بوده که کار خلق و تدبیر امور عالم، به عهده‌ی آن‌هاست.

قرآن کریم تصریح می‌کند که حتی مشرکان مکه، که در کفر و شرک خود بسیار سرسخت و مقاوم بودند، وجود خدای خالق دانای حکیم و مقتدر را قبول داشتند(1)، ولی برای او شریکانی در عرض او قائل بودند که کارهای خداوند را به پیش می‌برند و در عالم هستی مؤثر و فاعل حقیقی‌اند؛ اما به هرحال همواره کسانی بوده و هستند که با انگیزهای گوناگون و گاهی با دست‌آویزقراردادن ادله‌ی مختلفی، به انکار وجود خداوند پرداخته و اعتقاد مؤمنان را نفی کرده‌اند، سعید نصیری کارشناس مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در نوشتاری به یکی از شبهاتی که پیرامون کامل‌ بودن خداوند در فضای مجازی مطرح شده و نفی آن را دست‌مایه‌ نفی وجود خداوند قرار داده است، بررسی کرده که در ادامه می‌آید:

*چکیده‌ شبهه

هر چیز کاملی از تعدادی جزء تشکیل شده است. برای اینکه این اجزاء کنار هم قرار بگیرند، احتیاج به چیز کامل‌تری است تا اجزا را به هم متصل کند؛ پس تصور اینکه چیزی کامل باشد و کامل‌تر از او وجود نداشته باشد، کاملاً غیرمنطقی است. بنابراین اگر گفته می­‌شود که الله کامل است، پس تصورش بدون اجزا ممکن نیست. بر این اساس الله می‌­بایست اولاً اجزا داشته باشد، ثانیاً چیز کامل‌تری از او وجود داشته باشد که اجزایش را به هم متصل کند. پس اعتقاد به الله کامل، نفی­‌کننده وجود اللهی است که به چیزی نیاز ندارد!

*چکیده‌ نقد

ریشه اصلی شبهه، پندار اشتباهی است که شبهه­ بر آن بنا شده است. مبنای نادرست این است که هر چیز کاملی از تعدادی جزء تشکیل شده است. این مبنا هرچند در عالم موجودات مادی صحیح است (که آن هم به اثبات نیاز دارد)، اما در موجودات مجرد و غیرمادی مبنای نادرستی است. بنابر تحقیقات فلسفی به اثبات رسیده که خداوند بسیط است و اجزاء ندارد و در عین حال کامل­ترین موجود نیز هست؛ خداوند اجزاء ندارد، پس احتیاج به مرکِّب(موجود برتری که اجزا را با هم ترکیب کند) نیز نخواهد داشت!

*مقدمه

«مرکب» یا «آمیخته» چیزى است که آمیخته از اجزای بسیار باشد و در مقابل آن، بسیط قرار دارد. مثل جسم، زیرا جسم اگر ترکیبى از اجزاء بسیار باشد، مرکب است و اگر غیر از این باشد، بسیط است.(2) برخی نیز در تعریف مرکب آورده‌­اند که آنچه از دو یا چند جزء تألیف شده باشد، مرکب گویند و ضدبسیط است(3).

هر مرکبی برای تحققش به دو امر احتیاج دارد:

  1. اجزائی که مرکب از آن­ها تشکیل شده‌­اند.
  2. مرکب (ترکیب کننده) که بین این اجزا ارتباط برقرار کرده آن­ها را داخل یک مجموعه جمع‌­آوری کند؛ بنابراین با مواجه‌شدن با هر امر مرکبی، می­‌توان به فقر و احتیاجش پی برد (احتیاج از دو ناحیه). پس هر مرکبی، ممکن الوجود است.

*خداوند، کامل بدون جزء

این مبنا که موجود کامل الزاماً باید دارای اجزا باشد، صحیح نیست. به این منظور از شبه کننده سؤال می‌کنیم مقصود از کامل در عبارت شما چیست؟

  1. اگر مقصود، کامل از افراد یک نوع است؛ با دقت در مصادیق یک نوع، این احتمال باطل می‌­شود؛ زیرا مثلاً افراد و مصادیق انسان را در نظر می­‌گیریم این‌طور نیست که به فرض اگر انسان عالم، فرد کامل از نوع انسان باشد، دارای اجزایی بیش‌تر از افراد دیگر از نوع انسان باشد تا بگوییم کامل‌بودن مستلزم جزء داشتن است.
  2. اگر مقصودتان از کامل، مقایسه یک موجود با موجود ضعیف‌­تر و ناقص­‌تر از خود است؛ به‌ گونه‌ای که در میان موجودات، هر چه موجودات، کامل‌تر می‌شوند، دارای اجزای بیشتری می­‌شوند. مثلاً اگر تک‌سلولی (بنا برفرض) دارای اجزا نیست ولی حشره چون کامل‌تر از تک‌سلولی است دارای اجزا است؛ در این صورت پاسخ می­‌دهیم که اگر تحقیقات جامعی در مورد موجودات مادی انجام شود، شاید تأییدکننده مبنای شما باشد ولیکن

اولاً: تحقیق علمی‌ای در این خصوص ارائه نشده است.

ثانیاً: به فرض ثبوت در خصوص موجودات مادی، در مورد موجودات مجرد، صدق نمی‌کند. نفس انسان که موجود مجردی است و دارای اجزا نیست، موجود کاملی است؛ در مقابل بدن، که دارای اجزا فراوانی است. بنابراین بین جزء‌ داشتن و کامل‌ بودن هیچ‌گونه تلازمی وجود ندارد.

و با توجه به پیشرفت­‌های بشر در امر فناوری شاهد هستیم که در میان وسایل صنعتی، هر چه پیشرفت بیشتر می‌شود و وسیله­‌ای که در گذشته اختراع‌ شده بود، کامل‌تر می‌­شود، تعداد اجزایش کم‌تر می­‌شود. به‌ طور مثال اولین کامپیوتری که اختراع شد و کارآمدیش در حدود محاسبات ساده ریاضی بود، دارای حجم و اجزای بسیار بیشتری نسبت به کامپیوترهای نسل جدید بوده است.

روند پیشرفت فناوری حاکی از این مطلب است که بشر به دنبال دستیابی به وسایل دارای حجم کم و اجزای کم‌تر و در عین‌ حال کارایی بیشتر است. به‌ عنوان نمونه اگر در سابق برای ارتباط صوتی باید گوشی تلفن تهیه می‌­شد و برای عکس­برداری دوربین عکاسی، برای فیلم‌برداری، دوربین فیلم­برداری، برای ضبط صدا دستگاه ضبط‌ صوت. اما امروزه با یک دستگاه موبایل تمام این کارها به‌ صورت بهتری انجام می‌شود.

پس این مطلب که «هر چیز کاملی از تعدادی جزء تشکیل‌شده است» ادعایی بدون دلیل است؛ بلکه امر برعکس این است. حکما در کتاب‌های فلسفی به اثبات رسانده­‌اند که کامل‌ترین موجود، بسیط بوده و دارای اجزا نیست. این موجود بسیط، مشتمل بر کمالات همه موجودات، و از همه برتر است. سخن حکیمان در قالب قاعده بسیط الحقیقه صورت‌بندی شده است.(4)

بنابراین پاسخ این سؤال که «آیا تصور کل (مقصود کامل است)، بدون اجزا امکان‌پذیر است؟» مثبت است. این سخن که «تصور اینکه چیزی کامل باشد و کامل‌تر از او چیزی وجود نداشته باشد، کاملاً غیرمنطقی است»، سخن نادرستی است.

*پی‌نوشت‌ها:

1-زخرف/9

2- جمیل صلیبا-منوچهر صانعى دره بیدى، فرهنگ فلسفى، ص 586، انتشارات حکمت - تهران، چاپ: اول، 1366 ه ش.

3-سید جعفر سجادى، فرهنگ معارف اسلامى، ج 3، ص 1766، انتشارات دانشگاه تهران - تهران، چاپ: سوم، 1373 ه ش.

4-«بسیط الحقیقة کل الاشیاء و لیس بشیء منها»، صدر المتألهین، الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، ج 6، ص 110، دار احیاء التراث - بیروت، چاپ سوم، 1981 م.